أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
111
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
چنان حادثه نمىگشاد ، و تا پردلان ميدان حرب اخبار قطع و ضرب در دل داشتند پروز آن « و لا خطر على قلب بشر » « 1 » خاطر بر وقوف آن اثر نمىگماشتند . تيغ در قتل اعداء بىدريغ و تير خدنگ در كشتن كفّار تيزآهنگ ، گرز گرانبنياد ، بنيان عمر دشمنان را به خاك يكسان مىساخت و رمح بلند به يمن دولت ارجمند ، به روزنگشايى درابدان ايشان سر مىافراخت ، زبان خنجر در عرض اسلام با آن قوم گفتوگو مىكرد و چون فرقهء ضلال قبول آن اقوال نمىكردند ، تيغ به ميان آمده ايشان را از پاى درمىآورد . مثنوى ز هر سوى لشكر عنان بر عنان * ز هرسوى تيغ و ز هر سو سنان عقابان فولادمنقار چست * به هر سو پريده ز شست درست ز هرجانب از تيغ خارا شكاف * سر دشمنان رخنه شد تا به ناف به هر سوى از گرز مردان كين * فرو رفت رويينتنى در زمين [ 139 ] چو با تيغ كرده قضا ياورى * زده رخنه در كشور كافرى زبان خجستهبيان تقدير ملك قدير شآمت الوجوه در روى اعدا خوانده . مضمون ؛ نظم و حيث إتّجهتم ساعدتكم سلامة * و يرعاكم الرّحمن من كلّ جانب « 2 » خطاب به لشكر منصور بر زبان رانده نسيم فتح بر پرچم نصرتعلم غازيان وزيد و غلغلهء تهليل اين فرقه بىعديل به اوج آسمان رسيد « فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 3 » » . جمعى كه از مرگ جسته بودند ، دلشكسته و جانخسته فرار نمودند . رأى خليفة الخلفا به رفتن در عقب ايشان رخصت نداد و هيچ كس از عقب نفرستاد ، دست به نهب جهات و اموال و اسر اهل و عيال ايشان دراز شد . آن مقدار نقره و طلا آلات كه جمع آنها را عقل از محالات مىشمرد ، غنيمت روزگار غازيان نامدار شد . و
--> ( 1 ) . ترجمه : « و نه بر قلب هيچ آدمى گذر كرده است » . بخشى از حديث معروف است ر ك : من لا يحضر الفقيه ج 1 ، ص 192 . ( 2 ) . ترجمه : « و هرجا كه روى كنيد آرامشى شما را يارى كند و پروردگار مهربان از هر سو شما را رعايت مىكند » . ( 3 ) . انعام ( 6 ) ، آيهء 45 . « پس قطع شد پشت آنان كه ظلم كردند و سپاس مر خداى پروردگار عالم را باد » .